![]() |
![]() |
|
|
اشکها،اشکهای بیهوده،نمیدانم به چه معناست اشکهایی از ژرفای یاْسی یگانه در دل برمیخیزند،و در چشمها جمع میشوند در نگاه به دشتهای شاد پاییزی و به یاد روزهایی که دیگر نیستند... آلفرد تنیسون (متن کامل شعر) ترجمه فرزاد و این عکس in the mist and rain, by _RedDeath
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 0:26 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و زبان که قلمرو بی گناهترین همه ی پیشه هاست،خطرناکترین همه ی داشته ها نیز هست.
هایدگر |
| پیوندهای روزانه |
|
Griffin آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
دکتر مهرآفرین گولم کاغذهایم تمام شده Inanna خوشه چین اینجا فردا phoenix اخگرها سنگ و کلوخ زلف بر باد Griffin کانون زنان رز صورتی تیره گان مه سا دنیای کوچک ما شهبارا |
|
RSS
|