![]() |
![]() |
|
|
سال گذشته قسمتی از گزارش سالانه ی وزارت امور خارجه ی آمریکا به بحث قاچاق زنان و دختران در ایران اشاره کرده بود.خبر این گزارش دقیق، توسط خبرگزاری آفتاب منتشر شد و این مطلب که از طرف مسئولان جمهوری اسلامی هم به آن پرداخته نمی شود،واکنشهایی را در گوشه و کنار باعث شد.آفتاب در گزارش خود عنوان می کند که معمولن دخترانی که به دوبی قاچاق می شوند بین 10 تا 16 سال سن دارند و برای دو مناسبت عمده ی عید فطر و عید قربان منتقل می شوند!سپس اگر شیوخ عرب در مراسم حفله دختران را برای همسری در حرمسراهای خود بپسندند که هیچ،در غیر اینصورت دخترانی که مورد استقبال شیوخ عرب واقع نمی شوند ناگزیر هستند که در کاباره ها و کلوپها به روسپی گری بپردازند. خبرگزاری سینا به نقل از یک خلبان ایرانی تبار شاغل در خطوط هوایی امارات اینگونه می نویسد: "مصطفی بن یحیی بیشترین اطلاعات را در خصوص قاچاق انسان بخصوص دختران و زنان در اختیار داشت.او پس از ارائه ی این اطلاعات گفت:از 9 پرواز به صورت عادی و 20 پرواز غیر عادی ایران به دوبی به طور متوسط بین 10 تا 15 دختر روزانه به امارات برای روسپی گری فرستاده می شوند.اغلب این دختران از شهرهای آبادان،اهواز،زاهدان،تبریز و کرمانشاه هستند اما بالاترین آمار مربوط به تهران و مشهد است.بن یحیی گفت:در کنار این مساله انتقال اجساد دختران ایرانی به کشور را هم اضافه کنید که ماهانه بین 3 تا 5 نفر است.اغلب ابن دختران نیز به دلیل ابتلا به بیماریهای خطرناکی از جمله ایدز و یا افسردگی دست به خودکشی می زنند،به قتل می رسند ویا خود می میرند."* * منبع: http://www.iran-nabard.com/zanan/04052401.htm
اما با وجود اینها همه و دیگر رذالتهایی که در دوبی اتفاق می افتد،متاسفانه ایرانی نماهایی نیز هستند که برای داغتر شدن بازار شیخ نشینها سینه چاک می دهند،دوبی دوبی سر می دهند،تبلیغ دلالیهای املاک را در دوبی انجام می دهند،برای رضایت شیوخ عرب در کنسرتهای بی مایه ی نوروزیشان نامی از خلیج فارس نمی برند و .... رضازاده برای دلالی رابینسون تبلیغ می کند.البته او به اعتقاد بسیاری لایق عنوان جهان پهلوان نیست. برخی اینگونه توجیح کرده اند که بالاخره رضازاده هم باید به فکر نان برای همسر و فرزند باشد و مسئولین ورزش کشور به او نوجه نکرده اند! و .... اما حقیقت اینست که رضازاده،که این تنها فعالیت تبلیغاتی او هم نبوده و وی هر دم و از هر سو به کار تبلیغاتی مشغول بوده است هرگز قابل مقایسه نخواهد بود با بزرگانی همچون جهان پهلوان تختی که نام و یاد او را ایران زمین هرگز فرآموش نخواهد کرد.
در پایان رضازاده و امثال وی باید ابن رباعی حکیم عمر خیام را آویزه ی گوش کنند: قانع به یک استخوان چو کرکس بودن به زانکه طفیل خوان ناکس بودن با نان جوین خویش حقا که به است کآلوده به پالوده ی هر خس بودن |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:50 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
چهار روز پیش سالروز وفات ویلیام شکسپیر بود.قسمتی کوتاه از دیباچه ی ترجمه ی شیوا و ماندگار ابوالقاسم خان ناصرالملک را از تراژدی اتلو،و درباره ی شکسپیر می خوانیم.همچنین باید یادی کنیم از خود ابوالقاسم خان که ترجمه ی دلنشینش با گذشت تزدیک به یک فرن همچنان دستخوش گذار روزگار نگردیده است. "ویلیم شکسپیر در سنه ی 1564 در استرتفورد-آن-ایون قدم به عرصه ی وجود نهاد.پدرش از مردمان متوسط الحال آن شهر بود و از راه کسب و زراعت به فراغبال زندگانی می نمود.هنوز سن او به چهارده نرسیده بود که کار پدر رو به انحطاط گذاشت و متدرجاً به فقر و فاقه انجامید.شاید تنگدستی سبب شد که در جوانی عازم لندن گردید(مقارن سنه ی 1586).چندی در آنجا به عسرت گذرانید تا آنکه به کار تماشاخانه پرداخت و به بازی کردن و نوشتن حال او رونقی یافت.در سنه ی 1592 به سلک دسته ی درباری الیزابت ملکه ی انگلستان درآمد و پس از مدتی در تماشاخانه ی که بازی می کرد شریک گردید و خوشتر بهره ی او از مال اندوخته این بود که پدر را در پیری از پریشانی آسوده کرد.نزدیک به چهار سال پیش از وفاتش به مولد خود عودت کرده کنج عزلت گزید و در بیست و سوم آوریل سنه ی 1616 مطابق روز مولودش به سن پنجاه و دو جهان را بدرود گفته سر زیر خاک کشید.اکنون قبر او چون زیارتگاهی است و همه ساله در موعد معلوم گروهی انبوه از هر مرز و بوم برای زنده داشتن نام او در آن شهر گرد آمده از نمایش نگاشته های او که بزرگترین صنعتگران به عهده می گیرند بهره مند می شوند.هر چند از حالات او اندکی بیش ضبط نشده از آن بر می آید که مردی بوده است مهربان خوش رو و دوستی پرور و از دانش آموخته جز آنچه در آن زمان در دبستان مدرسه ای مانند استرتفورد-آن-ایوان به زبان لاتین تعلیم می کردند بهره ی نداشته.اما هنرش از روی منظومات او که به همه ی زبانهای اروپا ترجمه شده در جریده ی عالم ثبت جاودان است." * عنوان مطلب از نام کتابی با این عنوان به قلم یان کات گرفته شده است.
بیست و سوم آوریل سالروز میلاد شکسپیر در زادگاه او استراتفورد جشن گرفته می شود.
مزار شکسپیر در کلیسای بزرگ استراتفورد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:50 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
به مناسبت یکم اردیبهشت ماه: روز بزرگداشت سعدی-شاعر عاشقانه ترینهای پارسی و غزلی از او: هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی الا بر آن که دارد با دلبری وصالی دانی کدام دولت در وصف می نیاید؟ چشمی که باز باشد هر لحظه برجمالی خرم تنی که محبوب از در فرازش آید چون رزق نیکبختان بی محنت سوالی همچون دو مغز بادام اندر یک خزینه با هم گرفته انسی وز دیگران ملالی دانی کدام جاهل بر حال ما بخندد؟ کاو را نبوده باشد در عمر خویش حالی بعد از حبیب بر ما نگذشت جز خیالش وز پیکر ضعیفم نگذاشت جز خیالی سال وصال با او یک روز بود گویی و اکنون در انتظارش روزی به قدر سالی ایام را به ماهی یک شب هلال باشد وآن ماه دلستان را هر ابرویی هلالی صوفی نظر نبازد جز با چنین حریفی سعدی غزل نگوید جز بر چنین غزالی
و همچنین سالروز هجرت مانا یاد سهراب سپهری-شاعر معاصر و نقاشیهای او: |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:40 توسط فرزاد مزروعی |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
و زبان که قلمرو بی گناهترین همه ی پیشه هاست،خطرناکترین همه ی داشته ها نیز هست.
هایدگر |
| پیوندهای روزانه |
|
Griffin آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
دکتر مهرآفرین گولم کاغذهایم تمام شده Inanna خوشه چین اینجا فردا phoenix اخگرها سنگ و کلوخ زلف بر باد Griffin کانون زنان رز صورتی تیره گان مه سا دنیای کوچک ما شهبارا |
|
RSS
|