تبليغاتX
گریفین
 

برای پینکی عزیز:

"راخی پورنیما" را به روزی از ماه شراوانا در تقویم هندو (July-August) که قرص ماه در آسمان کامل می شود جشن می گیرند.در این روز زنان با گره زدن ریسمانی به نام راخی به دست مردان با آنها میثاقی خواهر و برادرانه می بندند و مردان عهد می کنند که همچون برادری از آنها محافظت کنند.این جشن و دیرینه ی تاریخی آن به حدود 3000 سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد.زمانی که آریاییها از سمت شمال غربی به هند وارد شدند و در آنجا سکنا گزیدند.آنها با خود سنتهای زندگیشان را نیز به هند آوردند و از آن جمله رکشا بندان (راخی) بود که در میان آریاییها مراسمی بود به شکل "یجنا" یا مراسم قربانی که پیش از آغاز جنگها و برای درخواست کمک و حفاظت خداوند انجام می گرفت.پیش از آن که مردان راهی نبرد شوند،زنان ریسمانی مقدس بر دست آنها می بستند تا آنها را از خطر حفظ کند.بعد ها با ورود قبایل دیگر و در هم آمیختن سنت زندگی آریاییها و دیگر قبایل،این سنت نیز دچار تغییر شد.حکایت می کنند که در زمان قرون وسطا،سلطان ملواح به مروار حمله می کند و ملکه ی مروار با فرستادن راخی به نزد امپراطور هیومیون از او در خواست کمک می کند.گفته می شود روزی که امپراطور برای کمک به ملکه ی مروار حرکت می کند و او را همچون خواهر خود تحت حفاظت قرار می دهد،با عنوان روز رکشا بندان،ابتدا در مروار و سپس با گذشت زمان و با یادبود آن روز، در سر تا سر هندوستان جشن گرفته می شود. افسانه ای دیگر حکایت از زمانی می کند که اسکندر به هند حمله ور می شود و پروس،پادشاه پنجاب در میدان نبرد با او به شکست خود نزدیک می شود.فردای آن روز که نیمه ی ماه شراوان بوده است،همسر پروس،به طور مخفیانه با اسکندر دیدار می کند و با گره زدن ریسمان راخی به دست اسکندر از او می خواهد تا از جان شوهر او چشم پوشی کند و وی را بیوه نسازد.اسکندر می پذیرد و روز بعد که پادشاه پنجاب در برابر او شکست می خورد،اسکندر از گرفتن جان او صرف نظر می کند.امروز در سرتاسر هندوستان راخی را که به معنای بستن میثاق عشق است جشن می گیرند و مردان با قبول راخی، با زنان عهد دوستی و وفاداری می بندند.

در گوجرات،مردم با تعارف کردن آب و دعا کردن به درگاه "شیوا"* طلب بخشش برای گناهان می کنند.

* لرد شیوا خداوندگار رقص و آواز در هندوستان.

    

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آذر 1386ساعت 16:53  توسط فرزاد مزروعی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

مرا به روز قیامت غمی که هست اینست

که  روی ِ مردم ِ  دنیا  ،  دوباره   باید  دید

                                                     صائب

شخصی در وبلاگش نظر توهین آمیزی دریافت کرده است با نام و آدرس وبلاگ من.ایشان با توجه به اینکه هیچ شخص دیگری بجز من نمیتواند نام بنده و آدرس وبلاگ بنده را در قسمت نظرها وارد کند! و با اطمینان کامل از اینکه من- آنطور که تحلیل می شود و با استناد به این که چون لینک وبلاگ ایشان را به دلیل مطالب اخیرشان حذف کرده بودم پس در نتیجه لبریز از انگیزه ی فحاشی لازم بوده ام و به ایشان توهین کرده ام!!! و علاوه بر اینکه دروغگو و فحاش هستم از آی کیوی پایینی نیز برخوردار هستم!!!

 

 

پاسخی که من در قسمت نظرات وبلاگ آن فرد ننوشتم:

من ادعایی ندارم که از آی کیو بهره ی بالایی داشته باشم اما :

آی کیوی تو رو تحسین میکنم که کامنت توهین آمیزی که در ساعت 19.49 با اسم من برات به شکل خصوصی گذاشتن رو ،قبل از اینکه من بیام و در کامنت دوم،اعلام کنم که اون کامنت قبلی از طرف من نبوده،برای بازدید عموم!!! منتشر میکنی، چون پیشاپیش میدونستی که: آی پی اون کامنت جعلی با آی پی کامنتی که من ساعت 20.48 خواهم گذاشت یکسان خواهد بود !!!!

شاید هم برای خوشحالی "مهرجو" ها این کارها رو میکنی نه بر اساس پیش گویی یکسان بودن آی پی ها!!!

به هر حال من برای تو و دوستانت آرزوی موفقیت میکنم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 6:22  توسط فرزاد مزروعی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

<< بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم >>

                                         سهراب سپهری

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 19:40  توسط فرزاد مزروعی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 


If thou didst ever hold me in thy heart
Absent thee from felicity awhile
And in this harsh world draw thy breath in pain
To tell my story

Hamlet's dying request to Horatio

+ نوشته شده در  شنبه دهم آذر 1386ساعت 2:15  توسط فرزاد مزروعی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

روشن روان در سال 1328 در تهران به دنیا آمد.تحصیل موسیقی را به صورت جدی در هنرستان عالی موسیقی ملی شروع کرد و پس از اخذ مدرک کارشناسی در گرایش آهنگسازی از دانشگاه تهران برای ادامه ی تحصیل راهی آمریکا شد.در سال 1358 همراه با پایان تحصیلش در مقطع کارشناسی ارشد آهنگسازی از دانشگاه جنوب کالیفرنیا موفق شد جایزه ی اول آهنگسازی آن دانشگاه را نیز از آن خود کند.در سال 1380 با مدرک دکترای آهنگسازی از دانشگاه هاوایی آمریکا فارغ التحصیل شد.از سال 1346 همراه با اخذ دیپلم از هنرستان عالی موسیقی فعالیت خود را در زمینه ی آموزش موسیقی آغاز کرد، مقاله ها و کتابها،سخنرانیها و جوایز بسیاری را در کارنامه ی فعالیتهای هنری خود دارد،پیرامون موسیقی کودکان و نیز موسیقی فیلم فعالیتهای بسیاری داشته و تا امروز نیز به این فعالیت ارزشمند خود ادامه میدهد.

بیژن بیژنی از جمله ی هنرمندانیست که با استاد روشن روان همکاری یگانه ای داشته است. حاصل این همکاری برای او تاکنون 7 آلبوم موسیقی بوده است.لحن بسیار دلنشین صدایش با رنگ آمیزیهای فوق العاده و وقار همیشگی آثار استاد روشن روان از ماندگارهای آثار موسیقی ملی ایران زمین شده است.اولین کار مشترک بیژنی با استاد روشن روان به نام "نهانخانه ی دل" همراه با قطعه ی "نوایی" که از ملودیهای جنوب خراسان است از 18 سال پیش تا کنون همواره مورد توجه اهل هنر بوده است.آنجا که ساز محلی دو تار با هنرمندی استاد روشن روان در کنار دیگر سازهای ارکسترال در هم میامیزند تا قطعه ای از موسیقی محلی ایران جای خود را در برگ زرینی از کتاب ماندگار موسیقی ملی ایران باز کند.

                                                         

              استاد کامبیز روشن روان-آهنگساز                       بیژن بیژنی-خواننده و استاد خوشنویسی

آخرین حاصل همکاری استاد روشن روان و بیژنی با نام "مژده باران" با بهره گیری از اشعار زیبایی از شاعران معاصر در زمستان 85 در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.فکر می کنم اگر اثری را به عنوان یک شاهکار هنری بخواهیم در نظر بگیریم و اگر بخواهیم هنرمندانی را به عنوان پدیده و نابغه در عرصه ی موسیقی معاصرمان بشناسیم،اثر و هنرمندانی شایسته تر از این نخواهیم یافت. قطعه ی "عشق پدیدار نیست" از اثر اخیر این دو هنرمند همراه با شعر زیبای سیمین بهبهانی را بسیار دوست دارم.

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 15:22  توسط فرزاد مزروعی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

"آنجا که کلام باز می ماند،موسیقی آغاز می شود."

بسته بودن فضای فرهنگی کشور در دهه های اخیر ضربه های جبران ناپذیری را بر هنر موسیقی وارد آورده است.در سالهای نخستین پس از انقلاب تنها موسیقی سنتی و آن هم با گذر از غربالهای خاص سیاسی و شرعی مجوز انتشار می گرفت.در این میان نیاز جامعه به انواع متنوع تر موسیقی سبب ساز رشد انواع سخیف موسیقیهایی شد که با توجیه غلط پاپیولار بودن یکسره از هر گونه معیار و ارزش زیبایی شناختی چه در زمینه ی اشعار و ترانه ها و چه در زمینه ی ملودیها و سازهای مورد استفاده تهی بودند.بعدها صدا و سیمای جمهوری اسلامی هم که ذاتن یک دستگاه مدّاح پرور بود،برای جذب مخاطبین و بویژه جوانها رو به همان انواع موسیقی آورد که خود پیش از آن آنها را مصداق موسیقیهای غیر مجاز می دانست.حاصل کار ملودیهایی بود که ظرف مدت کمتر از یکساعت بوسیله ی یک دستگاه KORG ساخته و پرداخته می شدند و ترانه سراهای سیستم در اندک زمان بر روی آنها ترانه می نوشتند و خواننده هایی که در اصل و پیش از آن مدّاح بودند این جریان هنری را تکمیل می کردند و تحویل می دادند! امروز قسمت عمده ای از موسیقیهایی که از صدا و سیمای جمهوری اسلامی و یا از شبکه هایی که مستقیم یا غیر مستقیم توسط این سازمان تغذیه می شوند می شنویم تقلیدهای بسیار بی مایه ای از موسیقی و ملودیهای ترکی و عربی هستند.امروز به جای آنکه موسیقی در جامعه ی ما باعث ارتقای سلیقه و درک شنوندگانش شده باشد با بی مایگیش آنها را به ورطه ای کشانده است که پیش از این هرگز سابقه نداشته است.امروز شنوندگانی که گوششان به این نوع موسیقی بی ریشه و من در آوردی عادت کرده است با موسیقی سرزمینشان که به گفته ی متخصصین موسیقی- چه ایرانی و چه غیر ایرانی- از پتانسیل بسیار بالایی نیز برخوردار است،غریبه هستند.اساتید برجسته ی موسیقی کشورمان گوشه ی عزلت گزیده اند و هیچ آینده ی روشنی برای این هنر نیز در کشورمان مصور نیست.طبیعی ست در باغی که کلاغها به آوازه خوانی بپردازند،بلبلان طریقی به جز خاموشی در پیش نخواهند گرفت.

        

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 15:1  توسط فرزاد مزروعی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
و زبان که قلمرو بی گناهترین همه ی پیشه هاست،خطرناکترین همه ی داشته ها نیز هست.
هایدگر

پیوندهای روزانه
Griffin
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
پیوندها
دکتر مهرآفرین
گولم
کاغذهایم تمام شده
Inanna
خوشه چین
اینجا فردا
phoenix
اخگرها
سنگ و کلوخ
زلف بر باد
Griffin
کانون زنان
رز صورتی
تیره گان
مه سا
دنیای کوچک ما
شهبارا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin