تبليغاتX
گریفین
 

دریای مازندران(کاسپین) که بزرگترین دریاچه ی جهان به حساب می آید( وسعت آن بین 378400 تا 42910 کیلومتر مربع در تغییر است) به دلیل گنجینه های با ارزش زیست-محیطی و همچنین موقعیت استراتژیک آن از دیر باز مورد توجه کشورهای منطقه و فرا منطقه بوده است.در سالهای اخیر نیز به لحاظ برآوردهای شگفت انگیزی که از ذخایر غنی نفت و گاز آن صورت گرفته بسیار بیشتر از پیش مرکز توجه واقع شده و کشورهای مذکور را بر آن داشته است که هر یک سعی دربه دست آوردن سهم بیشتری از گنجینه های این دریا داشته باشند.گفته می شود کاسپین سومین منبع ذخایر نفت و گاز دنیا را در خود جای داده است (حدود 200 میلیارد بشکه نفت و 7/89 تریلیون متر مکعب گاز طبیعی با ارزش 5 تریلیون دلار).نشریه ی بررسی آمار انرژی جهان و شرکت نفتی BP در سال 2001 نفت منطقه ی کاسپین را تقریبن مساوی با دومین تولید کننده ی نفت امریکای جنوبی(برزیل) اعلام کرده است.

از اواسط قرن پانزدهم میلادی با برقراری حکومت تزارها در روسیه به تدریج حاکمیت تام ایران بر این دریا دستخوش تغییرات بسیار شد که روند رو به کاستی فضاحت بار آن تا به امروز نیز همچنان به همان منوال گذشته ادامه دارد.سیاستی که حاکمان روس از آن تاریخ تا به حال در پیش دارند استیلای کامل بر مناطق استراتژیک اطراف روسیه با توسل به هر حیله و نیرنگ ممکن می باشد.بر مبنای این سیاست،روسها در طی تهاجمات مختلف به مرزهای خاکی و نیز آبی ایران،بخشهای عمده ای از خاک ایران را جدا کردند.در سال 1802 میلادی گرجستان را از ایران جدا کردند و در جهت سیاست دستیابی به آبهای گرم خلیج فارس،پس از پایان دوره های نخست جنگ با ایران در سال 1813 با تحمیل عهدنامه ی گلستان بخشهای عمده ای از ایران و شروان و ارمنستان را نیز از ایران جدا کردند.نارضایتی ایرانیان مناطق اشغالی و حس بر انگیخته شده ی وطن پرستی ایرانیان موجب وقوع دور دوم جنگ شد که با شکست ایران در مقابل قشون روس در سال 1828 به تحمیل عهدنامه ی ترکمانچای بر ایران منجر شد و بر اساس آن بخشهای دیگری از ایران جدا شد و حاکمیت چند هزار ساله ی ایرانیان بر دریای مازندران لغو و ایران از حق کشتیرانی در این دریا محروم شد.پس از استقرار نظام کمونیستی و تشکیل اتحاد شوروی،روسها در جهت جلب نظر همسایگان و پیشگیری از حمایت آنها از مخالفان انقلاب تغییراتی جزیی در قراردادهای قبلی صورت دادند که از آن جمله می توان عهدنامه ی مودت و دوستی در سال 1921 را نام برد.بر اساس این قرارداد انحصار کشتیرانی که در عهدنامه های قبلی به روسیه واگذار شده بود لغو گردید.نیز در قرارداد دیگری که در سال 1940 به امضای دو طرف روسی و ایرانی رسید استفاده ی اشتراکی و برابر از دریا از سوی ایران و روسیه و نه هیچ دولت دیگری مورد تاکید قرار گرفت چنانکه در این قرارداد از دریای مازندران به عنوان "دریای ایران و شوروی" نام برده شد.پس از فروپاشی شوروی در 1990 و تشکیل 15 جمهوری مستقل، مناقشه بر سر تعیین رژیم حقوقی دریای مازندران آغاز شد که ماحصل آن جز پایمال شدن حقوق تاریخی ایران در این دریا و از بین رفتن منافع ملی ایران و ایرانیان در این زمینه نبوده است....

(ادامه دارد)

غروب دریای مازندران (انزلی)

غروب دریای مازندران (انزلی)

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 1:46  توسط فرزاد مزروعی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

با خبر شدیم که اشرار مسلح روز یکشنبه یک زوج توریست بلژیکی را در شهرستان بم ربودند.بنا به اظهارات فرمانده انتظامی بم،اسماعیل شه بخش از سران اشرار منطقه اعلام کرده در صورت آزادی برادرش از زندان این زن و شوهر را آزاد خواهد کرد.

در همین راستا:

حمید بقایی قائم مقام سازمان میراث فرهنگی،صنایع دستی و گردشگری اعلام کرد که "امنیت گردشگران را در حیطه وظایف این سازمان نمی داند و این سازمان مسوول پیگیری اجرایی آزادی این دو نفر توریست نیست.وی افزود امنیت در حیطه ی وظایف نیروی انتظامی و استانداری است.وی درباره اینکه چه تضمینی برای عدم وقوع دوباره ی این حوادث وجود خواهد داشت بیان کرد:بحث امنیت منطقه است و بنده مسوول امنیت منطقه نیستم.وی پیش بینی خود درباره ی سرنوشت این دو گردشگر را چنین عنوان کرد که به امید خدا آزاد می شوند."

احمد روستا کارشناس گردشگری در خصوص ربوده شدن این دو نفر توریست عنوان کرد:"در تمام دنیا و حتا کشورهای پیشرفته این پدیده ها دیده می شود."

سید مرتضی موسوی نماینده الیگودرز در مجلس شورای اسلامی،کشور ما را از امن ترین نقاط دنیا دانست و افزود:"به دلیل اخبار منفی رسانه های غربی چهره ای مخدوش از ایران به جهانیان منتقل شده است."*

بدینوسیله به اطلاع اشرار مسلح رسانده میشود: این گوری که شما بر سرش گریه و زاری می کنید در بر گیرنده ی هیچ مرده ای نمی باشد.تا درس عبرتی بشوید برای دیگر گروگانگیرها!

* به نقل از روزنامه ی اعتماد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 23:55  توسط فرزاد مزروعی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

یکی از مدرسین موسسه خانم جوانی است که به دلیل اینکه در مسیری که از منزل تا موسسه طی می کند تاکسی تردد نمی کند و با توجه به اینکه آخرین کلاس وی تا ساعت نه شب طول می کشد با نظر مساعد همسرش تصمیم گرفته که مثل بسیاری از دانش اموزان پسر و دختر و حتا برخی اقایان مدرسین موسسه با دوچرخه رفت و آمد کند.داستانهای بسیاری که از ربوده شدن زنان و دختران توسط اتومبیلهای شخصی و داستان تجاوزهای جنسی که به آنها صورت گرفته و حتا مواردی از قتل که شنیده میشود و روزنامه ها مینویسند و امثال آن به وی اطمینان بیشتری داده است که از دوچرخه استفاده کند. چند شب قبل هنگام بازگشت به منزل یک آقایی که تنها از میان همه ی مستندات و مدارک قانونی تنها "ریش" بهمراه داشته است در خیابان او را متوقف می کند و با زبان موهنی او را مورد بازخواست قرار می دهد که چرا دوچرخه سوار میشود و ....کم کم مردم از گوشه و کنار جمع میشوند و به حمایت نسبی از خانم معلم ما می پردازند که:"اگر سوار موتور سیکلت همسرش شده بود اشکال شرعی و ... پیدا نمی کرد و شما مزاحمش نمیشدی اما چون تنهاست و سوار دوچرخه...." و البته با این استدلال دندان شکن روبرو شده بودند که "وقتی سوار دوچرخه میشود، رکاب میزند"! و خوب همانطور که همه بخوبی متوجه میشویم در اینصورت اسلام به شدت به خطر میافتد! به هر حال خانم معلم قصه ی ما به همسرش تلفن میزند و قضیه را شرح می دهد.همسر وی به سرعت خود را به محل مورد نظر می رساند که حالا جماعتی از مردم محل و مردم رهگذر به گرد همسر وی جمع شده اند و هر یک نظری و پیشنهادی و... و البته یک آقای چهار شانه ی دارای محاسن چشمگیر هم در آن میان همسر ایشان و دوچرخه اش را توقیف کرده! کمی بگو مگو می کنند و نهایتن جناب آقای همسر که فکر میکند صرفن داشتن محاسن بلند از جمله ی مستندات و مدارک قانونی برای اعمال نظر در جامعه نمی باشد به پرسنل زحمتکش پلیس 110 تلفن می کند و درخواست کمک می کند.نمیدانم که پرسنل زحمتکش در صحنه حاضر می شود یا اینکه همانطور تلفنی ایشان را با همان جمله ی همیشه کاربردی "کار خاصی نمی توانیم انجام بدهیم" راهنمایی می کند! آقای مرد قانون خدا و پیغمبر هم پس از اینکه دلایل اینکه چگونه اسلام با رکاب زدن این خانم به خطر میافتد را برای همسر وی شرح می دهد اینگونه عنوان می کند که چون هنوز حکم توقیف دوچرخه سواران خانم به دستش نرسیده که البته تا چند شب دیگر خواهد رسید،ایشان را بازداشت نمی کند و اجازه می دهد که به آغوش خانواده اش باز گردد البته با تعهدی که در میان همان جمع مردم میسپارد که دیگر دوچرخه سوار نشود....

پ.ن: اصلن نمیخوام حرفای سیاسی و بودار بزنم و بعدن متهم بشم که از عوامل آمریکا بوده ام و در پی ایجاد انقلاب مخملی و نرم و از اینجور چیزها! اما از قدیم گفتن آدم بعضی وقتا اگه درد دلشو نگه،گلوش باد میکنه و با درد فراوون از دنیا میره! راستش چون نمیخوام به این زودیا بمیرم مجبورم که درد دلمو بگم! برادران و خواهران عزیز دینی ام که شما باشین،من همیشه فکر میکنم ما با طالبان فقط و فقط یه فرق اساسی داریم.اونم اینه که طالبان چیزی رو که میگه و بهش اعتقاد داره دقیقن همونطور هم بهش عمل میکنه اما ما بخاطر انعطاف پذیر بودنمون و اینکه حواسمون به خیلی چیزای دیگه هم هست فعلن سعی میکنیم که بعضی از اون چیزایی رو که بهش اعتقاد داریم در حد تئوری نگه داریم یا اینکه یواشکی انجامشون بدیم و در ظاهر حرفای قشنگ قشنگ بزنیم مثلن از گفتگوی تمدنها بگیم و ....

میدونم که رییس جمهور محبوبمون بزرگوارتر از اینها هستن که به من اجازه ندن که یه شوخی کوچولو باهاشون بکنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 11:3  توسط فرزاد مزروعی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

 

با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس و نظر به اهمیت فوق العاده ی انتخاب گزینه های اصلح و نیز در راستای تلاش برای هر چه با شکوه تر برگزار شدن این انتخابات و کمک رسانی به خیل مردم همیشه وسط صحنه، خلاصه ای از نظرات و اهداف و نیز شناسنامه ی مختصری از حیات احزاب سیاسی کشورمان به شرح ذیل منتشر می شود.امید است اینبار نیز بابهره گیری از رهنمودهای بزرگترها مشت محکمی بر دهان اثتسمال جهانی و اینها که خیلی بد و بی ناموسی هستند بزنیم.(جهت سهولت در امر خطیر انتخاب این عزیزان،احزاب با توجه به اهداف سیاسیشان به چهار گروه اصلی تقسیم بندی شده اند و از ذکر دسته های کوچکتر زیر شاخه ی چهار حزب فوق خودداری شده است.نیز نظر به رعایت اصل بیطرفی که در راس رهنمودهای بزرگترها مطرح بوده و هست در انتخاب گزینه های اصلح و نیز انجام فعالیتهای انتخاباتیمان بیطرف می مانیم و از ذکر نام افراد معذوریم و صرفن به ذکر مهمترین اهداف حزبهای اصلی چهارگانه بسنده می کنیم.)

حزب شماره یک: از رئوس برنامه های حزب مذکور تلاش در جهت اثبات قضیه ی دست دادن حاج آقا خاتمی در جریان سفرهای ایشان به ولایات آنطرف آب می باشد.

حزب شماره دو: از رئوس برنامه های بلند مدت این حزب تلاش در جهت اثبات غرض ورزی حزب شماره یک در مطرح ساختن قضیه ی دست دادن حاج اقا خاتمی با خانمها در این برحه ی حساس و اثبات وجود نداشتن اخلاق ورزشکاری در وجود اعضای حزب شماره یک می باشد.

حزب شماره سه: حزب مذکور به دلیل انگیزه و انرژی بالا و فعالیت مستمر در جهت جبران مافات مواضع متفاوتی در خصوص آن قضیه ی دست دادن خانمها و آقایان اتخاذ نموده و به ذکر این مهم بسنده کردند که باید با توجه به محبوبیت بالا و چهره ی گفتگو طلب آقای خاتمی(مبدع نظریه ی گفتگوی تمدنها)از حضور ایشان در حل مساله ی تخریب اماکن مقدس شیعیان در عراق استفاده ی موثر صورت گیرد.

بیایید همه با هم به ائتلاف آقایان حاج آقا هاشمی رفسنجانی و حاج آقا کروبی رای بدهیم."کروبی" نامی که هرگز فراموش نخواهید کرد."کروبی" طرفدار آزادی مطبوعات(به شرطی که چهره های انقلابی مثل حاج آقا هاشمی را تخریب نکنند)."کروبی"ریاست محترم مجلس ششم، مرد خیَری که رشوه های شهرام جزایری را در امور خیریه خرج کرده بود : "کروبی" مدیریت اولین تلویزیون غیر دولتی در ایران....همه با هم به هاشمی و کروبی رای می دهیم.

توجه: ذکر نام عزیزان اعضای حزب شماره سه در راستای جانبداری از حزب فوق صورت نگرفته تنها به لحاظ محبوبیت و شناخته شده بودن این عزیزان برای آحاد امت عزیزمان و نیز با نظر به ذکر نام آن عضو حزب شماره دو که با خانمها دست داده بود و نیز مبرم بودن نیاز به اسپانسر در همه ی زمینه ها خصوصن شناساندن چهره های صادق خدمتگزار مطرح شده است و هیچگونه غرض ورزی و جانبداری در میان نیست.

حزب شماره چهار: میتواند اتفاقی از نظرات و اهداف احزاب سه گانه ی فوق را دنبال کند.و البته با نظر به مصلحت امت و سیاستهای امریکا در عراق شکل خواهد گرفت.گفته می شود اعضای حزب مذکور در انجام تبلیغات انتخاباتی خود از بنرهایی به شکل کلاه استفاده می کنند که در قسمتی از آن عدد هشت به چشم میخورد که مضربی است از نام حزب که همان چهار میباشد.

 

 

سید خندان،مبدع نظریه ی گفتگوی تمدنها که در مقابله با نظریه ی برخورد تمدنهای پروفسور هانتینگتون مطرح شد.کسی که با الهام از نظریه ی "جامعه ی مدنی" مفتخر به بسط "مدینه النبی" شد!بخاطر خنده های ملیح و مستدامش به وی عنوان "فریبا" دادند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 12:24  توسط فرزاد مزروعی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

"گاه تنهایی صورتش را به پس پنجره می چسبانید"*...

* گمان می کنم از اشعار سپهری باشد!مدتها پیش خواندم و ایماژ زیبایی که شاعر ارائه کرده بود بسیار به دلم نشست اما متاسفانه حافظه ام یاری نمی کند که دقیقن کدامین شعر سپهری بوده حتا شاید همین جمله را هم با اشتباه نوشته باشم.به هر حال....

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 0:20  توسط فرزاد مزروعی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

یه خانومی لباس سفید بلند پوشیده مثل همونایی که اعراب می پوشن و یه پارچه ی قرمز رنگ هم دور سرش پیچیده مثل همونایی که اعراب به سرشون می پیچن سوار اسب از بین صحرا به تاخت نزدیک می شه....یه خانومی نقاب سیاه رنگ روی صورتش زده مثل همونایی که زنهای اعراب روی صورتشون می زنن و فقط چشمها و دهنش پیداست....یه خانومی روی دستهاش از اون نقشها کشیده که زنهای اعراب روی دست و پاشون می کشن....یه خانومی از دل صحرا میاد روی بام یه عمارت گلی با معماری اسلامی می ایسته....یه خانومی فقط و فقط اعراب و بادیه و بادیه نشینی رو تداعی می کنه اما این تبلیغ توریسم ایران (Visit Iran ) است در شبکه ی یورونیوز!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 14:17  توسط فرزاد مزروعی |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
و زبان که قلمرو بی گناهترین همه ی پیشه هاست،خطرناکترین همه ی داشته ها نیز هست.
هایدگر

پیوندهای روزانه
Griffin
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
پیوندها
دکتر مهرآفرین
گولم
کاغذهایم تمام شده
Inanna
خوشه چین
اینجا فردا
phoenix
اخگرها
سنگ و کلوخ
زلف بر باد
Griffin
کانون زنان
رز صورتی
تیره گان
مه سا
دنیای کوچک ما
شهبارا
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin